تبليغاتX
من و عاشقی








من و عاشقی

من كه هستم
نويسندگان
آثار تاريخي
دوستان من

طراح قالب:
امكانات و لوگوي دوستان

روزگارم مرد با تمام خاطراتش

با شمایم نشنیدید؟ جوابم بدهید

تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید

تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد

دست کم آب ندادید سرابم بدهید

سالها هست که این شهر به خود مست ندید

عقل ارزانییتان باد شرابم بدهید

درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم

چوبه ی دار محیاست طنابم بدهید

خواب تا مرگ، کسی گفت فقط یک نفس است

قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید

گفته بودید که هر جرم عذابی دارد

عاشقی جرم بزرگیست عذابم بدهید

 

 

عجب صبري خدا دارد...

اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يکي مجنون صحرا گرد بي سامان، هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو آواره و ديوانه مي کردم...

عجب صبري خدا دارد...

اگر من جاي او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان، سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي کردم

 

 

 

دنیا را بد ساخته اند.

 

کسی را دوست داری تو را دوست نمی دارد .

 

کسی که دوستش نداری تو را دوست دارد .

 

کسی که تو او را دوست داری و او هم تو را دوست دارد به رسم آیین به هم نمی رسید .

 

و این یک رنج است

شريعتي

 

 

 

 

همینجوری

يارب شرمنده ازآنیم که در روزمکافات

اندر خور عفو تو نکردیم گناهی

 


نويسنده: زمزمه ی سکوت مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 11:14
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

< قالب و كدهاي جاوا >