|
عشق چیست ؟
به کودکی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : بازی
به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : رفیق بازی
به جوانی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : پول و ثروت
به پیرمردی گفتند : عشق چیست ؟ گفت : عمر
به عاشقی گفتند : عشق چیست ؟
چیزی نگفت ، آهی کشید و سخت گریست .
پرسيدند : عشق چيست ؟ گفتم : عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز می ترسد .
سحرگاهان همراه با طلوع خورشید با عشق تو متولد می شوم
تا شامگاه از نبودنت می سوزم و می سازم
اگر باشی از وجودت جان می گیرم و با نفست زندگی می كنم
با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم
به اندازه ي تمام ستاره ها ي آ سمان دوستت دارم
همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند
و درآخر ای آفتاب زیبای شرق از این انتظار سرد خسته شدم
دریابم
نا بينايي به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طور ؟ تو كه مرا نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بنمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت اگر مي ديدمت عاشق زيبائيت مي شدم ؛ ولي حال كه نمي بينمت عاشق خودت هستم .
دوري عشقهاي كوچك را از بين مي برد و به عشقهاي بزرگ عظمت مي بخشد ؛ مانند باد كه يك كبريت را خاموش مي كند ولي زبانه هاي آتش را بزرگتر .
اگر گریه کنیم میگن کم آوردیم ؛ اگر بخندیم میگن دیوونست ؛ اگر دل ببندی دلت رو میشکنن؛ اگر عاشق بشی تنهات میزارن ؛ اگه ....
ولی با این حال ساعتی را باید گریه کرد ، دمی را خندید ، زمانی رادل بست و عمری را عاشقانه زیست .
|